یادداشت‌هایی از شب گذشته
2015-08-03

یک باور عمومی بین مردم رایج بوده که ساعت زیستیِ بدن کسانی که شیفت شب کار می‌کنند، به تدریج خود را با مقتضیات این شرایط وفق می‌دهند. اما پروفسور راسل فاستر، پژوهشگر مطرح بریتانیایی، معتقد است: «در تمام پژوهش‌های متفاوت انجام شده به یک نتیجه رسیدیم و آن اینکه بدن خود را وفق نمی‌دهد.» [لینک بیرونی]





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 94 ،
2015-08-03

- من واقعا نمیدونم چرا برخی جوون ها به این دیوانه ارادت نشان میدهند دیوانه و احمق دیوانه لقب اهدایی من و احمق لقب اهدایی راسل که در ستایش بیکاری گفت امروزه دنیا به دست احمق ها افتاده است. مرد دیوانه ای که در کشتن میلیون ها انسان نقش داشت تازه این کارش در مقابل فجایج بشری که بعد از خود در جهان بجای گذاشت و هنوز پابرجاست تقریبا قابل اغماض است! چه بسا اسامه به مراتب نبوغ و جسارت بیش از هیتلر داشت و البته نمی دونم چرا باید تالار گفتگوی نازی ها در محیط مجازی ایران آزادانه فعالیت کند؟!-چند شب پیش از شبکه های ماهواره ای فیلمی از ترور ناموفق هیتلر پخش شد(عملیات والکوره) فیلم بسیار جذاب و جالبی بود که به نظر من ارزش دیدن رو داشت؛ در این فیلم کلنل اشتوفنبرگ مسئول اجرایی ترور هیتلر در آشیانه گرگ بود.نهایتا برای این ترور ناموفق بسیاری از کوتاچیان بلافاصاله اعدام میشوند که در بین اونها حتی فیلد مارشال (درجه ای بالاتر از ارتشبد) هم دیده میشد.(البته مارشال کلوگه به ظن اینکه به اتهام شراکت در ترور پیشوا اعدام میشود با سیانور خودکشی می کند) وقتی کلنل رو به جوخه اعدام بردند قبل از شلیک به طرفش تنها فرصت گفتن این جمله کوتاه رو داشت که با فریاد گفت: "زنده باد آلمان" و به رگبار بسته شد. و سکانس بسیار بسیار دراماتیک و سوپر رومانس سکانس بعد از اعدام کلنل اشتوفنبرگ بود که فیلم با یک فلش بک صحنه خداحافظی همیشگی کلنل از همسرش که بسیار دوستش داشت رو نشون داد.من با دیدن این صحته بغض کردم.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 95 ،
2015-08-03
این وبلاگ رو حدودا یک سال و اندی پیش پیدا کردم و خیلی خوب موقعی هم پیدا کردم و یک موتور پیش رونده برای من در چند تصمیم گیری مهم بود با این حال درسته که تقریبا تمام پست های وبلاگش رو خوندم اما از همون اول هم بهش گفتم احساس ترسی از اونجا دارم. الان که صادقانه نگاه میکنم نه ترس بلکه یک احساس تنفر و نفرت از محیط کرخت و افسرده و آن -نرمال اونجا دارم با این حال مدتهاست وقتی که به خودم و به خیلی چیزها فکر میکنم بسیار حرفهای درون وبلاگش رو در اندیشه هام لحاظ میکنم احساس دیگر پرستی که در بین همه ما وجود دارد در من اینجوری.البته خودش که میگه سابقه افسردگی بسیار شدید داشته است و من فکر میکنم اون احساس و عواطف مرده یک بعد از وجود من رو خط خطی میکند. در حالی که خودش در وبلاگش بسیار بر شروع کردن و جلو رفتن و تنلی نکردن تاکید و خودش رو هم اولین ها در این ایده ها می داند با این حال نَفَس انسان ها در هم صحبی مانند خواندن یک کتاب یا وبلاگ مستقیماً بر انسان تاثیر گذار هستند. من خودم رو یک انسان در حال گذار می دونم که بر هیچ تقاطع دوستی و فکری و شغلی و امثال ذالک توقف نکرده ام و به کررات این رو تجریه کرده ام امیدوارم با پیدا کردن هرچه زودتر یک اندیشه و گمشده جایگزین اون رو مانند دیگر برش هایی که مدتی جزئی از من بودند و جا گذاشتم و گفتم از این رو در الویت و اهمیت بسیار پایین یا فراموشی دائمی بسپارم.



برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 91 ،
2015-08-04

از دوستان دانشکده ست ؛ تماس میگیره جواب نمی دم؛ پیامک زده دلم برات تنگ شده اگه وقت کردی تماس بگیر دوست دارم صدات رو بشنوم؛ آدم ها خیلی زود بهم وابسته میشن چون پسر اهل حالی هستم و من این رو یک قابلیت میدونم که هرکسی نداره ولی خودم به اختیار خودم هرگز از این قابلیت استفاده نمیکنم که خیلی خیلی میتونه در مدت زمان کمی بهم وجهه و جایگاه اجتماعی خوبی بده. البته درک نشدنم توسط دیگران کمی به این انزوا دامن میزند مثلا برخی ها حسادت دارند و برخی هم فکر میکنند "شیطان را تعلیم میدهم"(به قول یکی از بچه های دوران خدمت) برخی ها نمیتوانند تغییر حالت های آنی ام را درک کنند و به من سوء ظن دارند مثلا من به یک باره از جمعی زده میشم دوست ندارم دیگه توی اون جمع باشم و امثال ذالک.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 92 ،
2015-08-05

غرب زدگی و از خودبیگانگیَ؛ معلم ادبیات و زبان فارسی سال چهارم اولین کسی بود که سر کلاس به من تقابل شرق و غرب را نشان داد و بر این باور بود که یک هدهد باید اینها را بهم برساند؛ شاید شما هم مثل من در دوران کودکی بنا به سرشت آسیایی و شرقی حافظ خوب اشعار و تعاریف و مفاهیم دینی بودید و به شکل رئالیستی و سورئالیستی نقاسی هم می کشیدید اما با گذار از یک مرحله از رشد عقلی و ذهنی خود و قرار گرفتن در جامعه ای که از خیلی پیش شروع به دریافت فرهنگهایی یا تم های تحلیلی و انتقادی و اسطوره ستیز غرب کرده است به یکباره علاقه خود را به هنرهای رئالیستی از دست دادید و از حفظی کاری و تقلیدی دست برداشتید و رفته رفته وجودتان دچار یک بی هویتی چند ارزشی شد از طرفی فرهنگ و باورهای نیاکان به شما می گفت به گونه ای بیاندیش از طرفی خرده فرهنگ ها و دانش ها و تعاریف تحلیلی و دیالکتیکی وارداتی که در بین طبقه تحصیل کرده و دانشگاهی رایج بود می گفت به گونه ای دیگر و به قول جناب داریوش شایگان جامعه ای غرب زده و از خود بیگانه یا هویتی چهل تکه . جدیدا شروع به خواندن آثار جناب داریوش شایگان و این کار را با کتاب "آسیا در مقابل غرب" کرده ام کتاب به تفصیل و با حوصله و با نثری ساده سعی به برشمردن ادیان و فرهنگ ها و اصول اندیشه آسیا به استثنای ژاپن در مقابل اندیشه و افکار غرب در راس آنها انگلیس و فرانسه و آلمان کرده است و ویژگی هر کدام از آنها را به شکل بسیار ساده و دور از مغلق گویی و درشت گویی در سادگی برشمرده است. این کتاب نخستین بار سال 1359 چند سال بعد از انقلاب و در سال 1391 چاپ دهم آن انجام گرفته است. اما چاره چیست؟ ما برای زندگی کردن که نیاز به فرهنگ و روشی برای بزرگ کردن فرزندانمان انتخاب شریک زندگی کار روابط خود با اطرافیان که همه اشیایی هستند در ماده سیال فرهنگ داریم به کدام سو بیشتر باید گرایش فکری خود را نشان دهیم؟ آیا باید سدی در مقابل تمام فرهنگ ها و اندیشه های غرب بکشیم و به روشی کاملا شرقی زندگی کنیم؟ در انتخاب شغل و انتخاب شریک زندگی و شیوه زندگی او و به طور کلی زندگی کردن باید بیشتر به کدام نزدیک تر بود؟ جناب شایگان در کتاب " افسون زدگی جدید؛ هویت چهل تکه و تفکر سیار" جواب این پاسخ را به روشنی می دهد. سعی می کنم در پست های جداگانه ای در شب های بعد یادداشت هایی از آن قرار دهم.

«به زعم شایگان ما بسیاری از مفاهیم تفکر غربی را ناآگاهانه و «بی‌چون و چرا و بدون دید تحلیلی و تاریخی می‌پذیریم» و دربارهٔ آنها پرسش نمی‌کنیم. خاطرهٔ قومی ما رو به زوال است. ما دچار توهم مضاعف هستیم، چرا که از یک سوی می‌پنداریم که ماهیت تفکر غربی را شناخته و می‌توانیم عناصری از آن را برگزینیم که با میراث فرهنگی ما سازگار است، و از سوی دیگر «گمان می‌کنیم که هویت فرهنگی خود را حفظ می‌کنیم»، در حالی که خاطرهٔ قومی ما تاب مقاومت در برابر تفکر غربی را ندارد. این توهم مضاعف به دو صورت بروز می‌کند: ۱. غربزدگی ۲. بیگانگی از خود[..]از نظر شایگان مدرنیته ما را دچار اسکیزوفرنی یا روان‌گسیختگی کرده‌است، چرا که مدرنیته نظام ارزشی خود را بر ما تحمیل کرده، و ما در میان دو جهان بیگانه از یکدیگر به سر می‌بریم. ما در مواجههٔ با غرب شیفته نظام‌های سیاسی و حقوق آن شده‌ایم و مفاهیم مدرن چون حق و آزادی را پذیرفته‌ایم، بدون آنکه نسبت به الگوی معرفتی که مبنای این مفاهیم بود توجه داشته باشیم. همان چیزی که سروش هم به آن توجه دارد.»

_ عبدالله نصر - رویارویی با تجدد





برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 94 ،
2015-08-08

- البته ایشان چنین سخنی را پیشتر ایراد کرده بودند اما در اینجا و اینباره توضیحات تکمیلی و بیشتری ارائه دادند. در حضور من و خطاب به اخوی بزرگتر: می گویند حضرت محمد گفته است همه قرآن بر من نازل شد و من استقامت کردم، اما هیچ کدام از آیات قرآن مثل این چند آیه قیامت من را پیر نکرد، حال حکایت این دو است: به خدا قسم این دوتا آخری موهایم را سفید کردند.


- مکان ایراد این خطابه: مجمع تشخیص مصلحت خانواده با حضور دو عضو اصلی و رئیس مجمع


پیوست: به احترام "خسته" بودن پدرم خوانندگان وبلاگ یک دقیقه سکوت.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 95 ،
2015-08-08

یکی از راه هائی شایدم تنها راه اینکه متوجه بشوید واقعا و حقیقتا چیزی را فهمیده اید یا به معرفتی کامل از آن دست پیدا کرده اید؛ این است که آن را "ببینید". نگاه کردن منظور من نیست "دیدن" منظور من است؛ تنها ابزار برای نگاه کردن به جهان "چشم" است چشم تصاویری را از جهان پیرامون خود دریافت می کند و در نهایت مغز آن را با تحلیل و آنالیز با کمک قلب ماهیت حقیقی آن ها را "می بیند". پس شما هرچیزی را در کتاب ها می خوانید مثلا یک تئوری علمی یک مغهوم و تعریف رمانتیک یا اجتماعی تا زمانی که آن را با چشم ندیده اید قطعا هیچ معرفتی نسبت به آن ندارید و این دیدن در کلام نمود پیدا می کند اگر زبان به موضوع مشرف بود و توانست با زوایای گوناگون و جزئیات ریز موضوع را بیان کند پس قطعا آن را دیده اید اگر زبان نتواند پس آن را ندیده اید.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 89 ،
2015-08-09

آدم های خشن همان آدم های بسیار شوخ هستند، شما می توانید سر از شوخی‌هایشان در آوردید؟ خیلی کم پیش می آید چون باید دقت زیادی بخرج دهید تا متوجه شوخی‌هایشان شوید یک پیچیدگی خاصی در آنان است؛ آدم های متعادل زیاد حس طنز ندارند. آدم های متعادل آدم هایی عاقل هستند که خلاق نیستند اما دیوانه ها هم خشن هستند هم شوخ هم خلاق تنها چیزی که ندارند عقل است.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 86 ،
2015-08-09

- میگه : وقتی دعا می کنی برای نیازمندی اگر واقعاً مُصر هستی که خواسته ات اجابت بشه قطعا باید چیزی رو از دست بدی یعنی ما کارمون اینه خواسته ات رو به اجابت می رسونیم اما اون چیزی رو هم که بخوایم ازت میگیریم تو نمی تونی بگی چی رو بگیرین، خواسته هات رو هم اینطوری اجابت نمی کنیم که مثل یک منبع ازلی و ابدی خودت رو فرض کنی روی زمین مثل سطل سحر آمیز که هرچیزی ازش به بیرون می جوشه بدون کم شدن هیچ چیزی از اون منبع. تو از ما یک چیزی می خوای ما هم اون رو به تو میدیم اما اون چیزی رو که بخوایم هم ازت می گیریم. پس مواظب باش و رضایت خدا رو در نظر بگیر توی دعایی که برای مردم می کنی و از ما می خوای اجابتش کنیم. اگر می خوای به اونی که تو می خوای بچه بدیم ممکنه برادرت رو ازت بگیریم هل نشو مثال زدم تا سختی کار دستت بیاد این فقط یک مثال بود. یا اگر کسی از دوستات و آشناهات توی مخمصه ای افتاده که نه را پس داره نه راه پیش تو می تونی آبروت رو پیش بذاری از ما بخوای و ما هم برات انجامش میدیم اما تو رو از این که هستی پایین تر می آریم دیگه انتخاب با خودت هست یا دوستت به خواسته اش می رسه و ما هم اون چیزی رو که بخوایم ازت میگیریم یا توی اون مشکل میمونه و مشکلات بیشتری هم براش پیش می آد این یک معامله ست که باید تو چیزی رو از دست بدی اما اگه می خوای توی این معامله ضرر نکرده باشی می تونی توی این کار خوشنودی خدا رو تنها در نظر بگیری و بگی من خدا رو ملاقات میکنم در این حالات..من برای خدا اینکار رو کردم و اجرم را از او میگیرم و اگر هم اجری به من ندهد چون لطفش بر من دائم است هیچ از او نمی خواهم فقط انجام وظیفه بود.البته بهتره صدیق باشی یعنی قلباً ایمان بیاری که من رضایت خدا رو در نظر گرفتم و از او چیزی نمی خوام این کار رو بر حسب وظیفه انجام دادم.


- میگه : میتونی یک کتاب یک منبع خوب یک منبع منحصر به فرد توی دنیا بهم معرفی کنی که از چند اصول ساده و محدود نتایج بیشمار و غیر تکراری بدست بیاد؟ مثل یک سطل سحرآمیز و جادویی از چند حروف محدود بدون چیدمان تکراری اونها کنار هم نتایجی باور نکردی و غیر تکراری بدست بیاد طوری که همیشه همه هستی اونجا باشه، گفت اون منبع رو بهم معرفی کن.


جستارهای وابسته:

# نامعادله

# سود و زیان




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 93 ،
2015-08-12

- قسمت اعظمی از دنیا یا شایدم تمام دنیا به دست انسان های احمق مدیریت میشود، در زمانه ای که احمق ها و دیوانه ها مرزهای جنون را یکی پس از دیگری در مینوردند دیوانگان روانی را در تیمارستانها نگه میدارند، نوابغ و باهوشها نوع برجسته ای از موضوع انتخابی ما هستند و الا همانطور که قبلا گفتم خردمندان گمنام به دنیا می آیند گمنام زندگی میکنند گمنام هم از دنیا میروند.برای یک نابغه هدف وسیله را توجیه میکند و برای رسیدنش آسفالت را هم میکند تا به هدفش برسد این بینش در جهان سیاست همان ماکیاولیسم هست و در صنعت و اقتصاد و دانش به گونه های دیگر ظهور میکند؛ اما همانطور که گفته اند: احتیاط شرط عقل است؛ ولی نوابغ هیچ احتیاطی در کار خود ندارند آنان بی باکانه جلو میروند و هر اتفاقی را به جان می خرند؛ اگر از هواپیما جا ماند دکمه Jetway را فشار میدهد و از توبیخ و تحقیر نمی هراسند؛ خردمندان حساب شده عمل میکنندآنها آینده نگر هستند؛ اما نوابغ جوانب کار را در نظر نمی گیرند آنان از هرچیزی برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکنند تا برتری خود را به منصه ظهور برسانند. خردمندان و نوابغ در برخی ویژگی ها مشترک هستند و در خیلی چیزها مشترک نیستند برای خردمندان عضوی به نام قلب هم معنا دارد و در کارهایشان به آن بیشتر نگاه میکنند. مرد خردمند هنرپیشه را عمر دو بایست در این روزگار/ تا به یکی تجربه آموختن با دگری تجربه بردن به کار. نوابغ بر یک موضوع تمرکز میکنند و تمام زندگی خود را قربانی آن موضوع مورد علاقه خود میکنند اما خردمندان تمامی ابعاد زندگی خود را کاوش می کنند و بر پهنه زندگی خود با کسب تجارب جدید و متفاوت افق دید خود را باز نگه میدارند آنها نه به آسمان زل میزنند نه به زمین خیره میشوند بهترین مسیر را تنها در پیش روی خود می بینند؛ آنها فاتحان نقاط بکر زندگی خود هستند آنها دو سر آینده و گذشته خود را بهم می رسانند و گاهی از گذشته به آینده میروند و گاهی از آینده به گذشته.


از همین موضوع:

دام هوش

اسراری از زندگی گیتس




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 99 ،
2015-08-12

- رفیق بازان به بهشت نمی روند.

- کسانی که هدف ندارند به هزار وادی سرگردانند.

- مدیرعامل علی بابا: تا قبل از چهل سالگی و بعد از سی سالگی قسمت کوچکی از یک سیستم بزرگ باشید[نه قسمت بزرگی از یک کسب و کار کوچک] از بیست و پنج سالگی تا سی سالگی تا می توانید اشتباه کنید خطا کنید زمین بخورید و بلند شوید من حاضرم تمام هرآنچه که دارم را بدهم و به 25 سالگی برگردم؛ بدانید که در آن سن تمام ایده ها(اشتباهات) شما قابل سرمایه گذاری هستند، از چهل سالگی تا پنجاه سالگی ایده های خوب و بزرگ و تجاربی را که در سی تا قبل از چهل سالگی بدست آورده اید را عملی کنید و برای راه اندازی آنها بیشتر از همه از جوانان کمک بگیرید.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 82 ،
2015-08-15

از ابراهیم خواص رحمة اللّه علیه می‌آید که گفت: «به دیهی رسیدم به قصد زیارت بزرگی که آن‌جا بود. چون به خانهٔ وی رفتم خانه‌ای دیدم پاکیزه؛ چنان‌که معبد اولیا بود و اندر دو زاویهٔ آن خانه دو محراب ساخته و در یک محراب پیری نشسته و اندر دیگر یک عجوزه‌ای پاکیزهٔ روشن، و هردو ضعیف گشته از عبادت بسیار به آمدن من شادی نمودند. سه روز آن‌جا ببودم. چون باز خواستم گشت، پرسیدم از آن پیر که: «این عفیفه تو را که باشد؟» گفت: «از یک جانب دختر عم و از دیگر جانب عیال.» گفتم: «اندر این سه روز سخت بیگانه وار دیدمتان اندر صحبت!» گفت: «آری، شصت و پنج سال است تا چنان است.» علت آن پرسیدم گفت: «بدان که ما به کودکی عاشق یک‌دیگر بودیم، و پدر وی او را به من نمی‌داد که دوستی ما مر یک‌دیگر را معلوم گشته بود. مدتی رنج آن بکشیدم تا پدرش را وفات آمد پدر من عم وی بود، او را به من داد. چون شب اول اتفاق ملاقات شد، وی مرا گفت: دانی که خدای تعالی بر ما چه نعمت کرده است که ما را به یک‌دیگر رسانید و دل‌های ما را از بند و آفت‌های ناخوب فارغ گردانید؟ گفتم: بلی. گفت: پس ما امشب خود را از هوای نفس بازداریم و مراد خود را در زیر پای آریم و مر خداوند را عبادت کنیم، شکر این نعمت را. گفتم: صواب اید. دیگر شب همان گفت. شب سدیگر من گفتم: دو شب از برای تو شکر بگزاردیم امشب از برای من نیز عبادت کنیم. کنون شصت و پنج سال برآمد که ما یک‌دیگر را ندیده‌ایم به حکم مُلامست و همه عمر اندر شکر نعمت می‌گذاریم.»[لینک بیرونی] بسیار سفر باید تا پخته شود خامی / صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی[لینک بیرونی]




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 87 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 2506
  • بازدید امروز :4
  • بازدید دیروز : 16
  • بازدید این هفته : 20
  • بازدید این ماه : 188
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 12
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه